تبلیغات
آثار سعید خاوری نژاد - قدرت نرم ایران در قفقاز جنوبی: سیاست مذهبی و دیپلماسی فرهنگی

آثار سعید خاوری نژاد

مترجم، محقق است

 

قدرت نرم ایران در قفقاز جنوبی: سیاست مذهبی و دیپلماسی فرهنگی

 


قدرت نرم ایران در قفقاز جنوبی: سیاست مذهبی و دیپلماسی فرهنگی

     این اثر در صدد است تا نقش دین به عنوان یک متغیر فرهنگی قدرت نرم ایران در قبال سه کشور قفقاز جنوبی را تحلیل کند. در ابتدا در کلیات رابطه دین و سیاست در قفقاز جنوبی کاوش می شود و پس از پرداخت به ملاحظات نظری و روش شناختی، معیارهایی تطبیقی درخصوص نقش دین در روابط فراملی در منطقه مورد بحث قرار می گیرد. سپس در رابطه با مناسبات ایران و آذربایجان، تأثیرگذاری آموزه ها و ایدئولوژی مذهبی ایران در این کشور تحقیق می شود. روابط ایران و ارمنستان در قیاس با مناسبات میان ایران و آذربایجان، به دلیل فقدن اختلافات ارضی و رقابت های قومی، بسیار دوستانه ارزیابی می شود و مخاطبان قدرت نرم ایران در این همسایه شمالی، از فعالان مذهبی ـ سیاسی (مانند آذربایجان) به عموم مردم، به ویژه جامعه فرهنگی و علمی تغییر می کنند. همچنین پرداخت ایران به گرجستان در راستای اعمال قدرت نرم بر این کشور به دلیل وجود اقلیت شیعه در گرجستان به طور مجدد تحت تأثیر عنصر دین قرار می گیرد. در مجموع، وضعیت کلی مناسبات ایران با همسایگان خود در منطقه قفقاز جنوبی را از نظر به کارگیری ابزار مختلف قدرت نرم، می توان به صورت ترکیبی از نفوذ مذهبی و همکاری فرهنگی دانست که به ویژه در مورد آذربایجان و گرجستان با شیوه نفوذ و در رابطه با ارمنستان بیشتر از طریق همکاری محقق می شود.




فهرست مطالب

پیشگفتار مترجم    

مقدمه: دین و قدرت نرم در قفقاز جنوبی    
ملاحظات نظری و روش شناختی    
دین، روابط فراملی و قدرت نرم در قفقاز جنوبی    
معیارهای تطبیقی    
نتیجه گیری    
ارجاعات    

قدرت نرم ایران در آذربایجان: آیا دین اهمیت دارد؟    
دین و قدرت نرم    
تاریخی که اهمیت دارد    
تشیع به مثابه قدرت نرم    
آینده قدرت نرم ایران چیست؟    
تبدیل قدرت نرم به قدرت سخت    
تبدیل قدرت نرم مذهبی به قدرت نرم اقتصادی    
زوال قدرت نرم ایران    
نتیجه گیری    
یادداشت ها    
ارجاعات        

سیاست قدرت نرم ایران در ارمنستان: دیپلماسی فرهنگی و دین    
پیشینه تاریخی و ژئوپلیتیکی    
دیپلماسی فرهنگی و دین    
روش ها و عملکرد دیپلماسی فرهنگی ایران در ارمنستان    
مسجد کبود    
آموزش زبان فارسی    
مطبوعات، ترجمه و انتشار ادبیات ایران    
برنامه های رادیویی    
کنفرانس های دانشگاهی    
نمایشگاه ها و کنسرت ها    
نوروز در ایروان    
نتیجه گیری    
یادداشت ها    
ارجاعات    

سیاست قدرت نرم ایران در گرجستان    
مقدمه    
ایران به عنوان بازیگر سیاسی در گرجستان: به ظاهر کم اهمیت    
اقلیت قومی آذری گرجستان    
به حاشیه رفتن و پیامدهای آن    
سیاست مربوط به اقلیت ها در گرجستان
ابزارهایی برای نفوذ: آموزش اسلامی در گرجستان    
تأثیر فعالیت های ایران: دینداری در برابر عمل گرایی    
نتیجه گیری    
یادداشت ها    
ارجاعات    
 



پیشگفتار مترجم

منطقه قفقاز یکی از قدیمی ترین حوزه های غنی فرهنگی ـ تمدنی در اوراسیا، نظر به جایگاه و اهمیت تاریخی برجسته خود همواره شاهد فراز و فرودهای سیاسی ـ اجتماعی فراوانی بوده است. این منطقه راهبردی، به ویژه بخش های جنوبی آن که تحت عنوان قفقاز جنوبی شناخته می شود و سه کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان را دربرمی گیرد، طی قرن ها دستخوش تحولات گسترده ای شده است. قفقاز جنوبی هم اکنون از زوایای مختلفی حائز اهمیت است و در حوزه راهبردی و انرژی، موضوع مطالعات گسترده ای می باشد. به عنوان مثال، در زمینه های راهبردی می توان به بلوک بندی در منطقه و استمرار اختلافات تاریخی و ادعاهای ارضی اشاره کرد که از دوره شوروی وجود داشت و در اواخر آن به ویژه از سال های واپسین دهه 1980 و ابتدای دهه 1990 به اوج رسید و با محوریت منطقه ناگورنو ـ قره باغ موجب تنش ها و زدوخوردهای نظامی مکرر شد.

همچنین مسأله ترانزیت انرژی و عبور خطوط لوله نفت و گاز آذربایجان از طریق گرجستان به اروپا باعث شد که منطقه از حیث تأمین منابع انرژی برای کشورهای توسعه یافته اتحادیه اروپا و همچنین ایالات متحده از اهمیت حیاتی برخوردار شود و بنابراین از سال های ابتدایی فروپاشی شوروی و پس از انجام توافقات بزرگ در حوزه اکتشاف، بهره برداری و انتقال منابع نفت و گاز، نفوذ غرب در این منطقه به طور مستمر افزایش یابد.

از سوی دیگر، به دور از مسائل سیاسی ـ اقتصادی فعلی، قفقاز جنوبی به عنوان عرصه ای تاریخی و بستر تحولات متعدد فرهنگی ـ اجتماعی، محل تلاقی فرهنگ ها و ادیان مختلف بوده است و طی قرن ها تکامل تاریخی خود، رخدادهایی از قبیل ظهور، رشد و افول تمدن ها و مذاهب گوناگون را نظاره کرده است که هر یک بر منطقه و سیمای فعلی آن تأثیر گذاشته است. از این حیث، حضور چشمگیر ادیان و باورهای مذهبی در قفقاز، در کنار تنوع قومی و زبانی فراوان که به طور قطع از ویژگی های برجسته این منطقه می باشد، تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی و ارتباطات گسترده با مناطق همجوار، زمینه تکثر فرهنگی و ظهور آداب و سنن مختلف را فراهم کرده است و قفقاز را در جایگاه منطقه ای غنی و موضوع مطالعاتی جذابی قرار داده است.

چنین تنوعی در قفقاز جنوبی تحت تأثیر ارتباطات امروزی، زمینه ساز حضور فرهنگی و مذهبی کشورهای همسایه و حتی قطب های فرهنگی از مناطق دورتر شده است. ظهور کشورهای مستقل پس از فروپاشی شوروی موجب شد حضور کشورهایی که به نوعی مرکزیت فرهنگی ـ مذهبی به شمار می روند در بخش های جنوبی قفقاز پررنگ تر شود. هر یک از این کشورهای مدعی، در صدد افزایش نفوذ و تقویت حامیان قومی یا مذهبی خود از طرق مختلف و با توسل به ابزارهای گوناگون بوده اند تا قدرت نرم خود را بر کشورهای این منطقه افزایش دهند. مسأله قدرت نرم خارجی و پیامدهای مختلف آن، بر دیدگاه های امنیتی در رابطه با تحولات فرهنگی ـ اجتماعی در قفقاز جنوبی تأثیر گذاشته است.

ایران نیز به عنوان یکی از همسایگان تاریخی قفقاز که تا دو قرن گذشته بر بخش های مهمی از آن حاکم بود و سابقه روابط آن با اقوام و واحدهای سیاسی موجود در این منطقه به چند هزار سال می رسید، از مناظر مختلفی به این منطقه پرداخته است. با عنایت به این موضوع باید گفت که راهبرد سیاسی و دیپلماسی فرهنگی ایران را نباید تنها از منظر دوگانه شیعه و سنی در خاورمیانه به ویژه در عراق، سوریه و لبنان در نظر گرفت. در کنار نگرش غالب در قبال رویکرد مذهبی ایران در حوزه سیاست خارجی که به طور معمول در بستر جغرافیایی سنتی عربی آن مورد بررسی قرار می گیرد، حوزه های دیگر سیاستگذاری های فرهنگی ـ مذهبی در مرزهای شمال غربی آن در منطقه قفقاز جنوبی را می توان به منظور واکاوی بیشتر ویژگی قدرت نرم ایران در نظر گرفت.

سیاستگذاری تهران در قبال هر یک از این سه کشور قفقاز جنوبی ویژگی های خاص خود را دارد که بسته به بافت فرهنگی و پیشینه مذهبی جامعه آن از یک سو و ساختار سیاسی حکومت، مناسبات سیاست داخلی، روابط مردم و حکومت و سوگیری سیاست خارجی آن در قبال ایران از سوی دیگر، متغیر است و تحت تأثیر پویایی های سیاسی ـ اجتماعی جامعه هدف و بازخوردی که از رابطه با ایران در دهه های گذشته و سال های کنونی می گیرد، تعیین می شود. در این میان، طیفی از نگرش ها و مواضع در قبال ایران، از نگرانی و مقابله گرفته تا همکاری و اتحاد راهبردی با این همسایه جنوبی خاص و پرحادثه، قابل مشاهده است.

بحث درباره قدرت نرم در ایران، بیشتر در رابطه با بررسی قدرت نرم سایر کشورها در قبال آن بوده و خود ایران به ندرت به عنوان اعمال کننده چنین قدرتی مورد واکاوی قرار گرفته است. مجموعه مقالات حاضر فرصت رسیدگی به این موضوع و آگاهی از جوانب گوناگون قدرتی را فراهم خواهد کرد که تهران در قبال همسایگان خود، به طور خاص در قفقاز جنوبی دارد و آن را بسته به منافع و هداف خود اعمال می کند که گاه ممکن است نظر به دریافت مخاطبان این قدرت، رنگ و بوی سیاسی بگیرد یا به مسأله امنیتی حادی تبدیل شود.

این اثر در صدد است تا با تجزیه و تحلیل نقش دین به عنوان یک متغیر فرهنگی قدرت نرم ایران در قبال سه کشور مذکور، محتوای مورد نیاز جهت آشنایی با جوانب گوناگون قدرت نرم تهران در منطقه را در اختیار علاقه مندان قرار دهد. نسخه اصلی کتاب پیش رو در 10 مقاله به جوانب گوناگون سیاست های مذهبی بازیگران مختلف در قبال سه کشور قفقاز جنوبی و همچنین موضوعات عمده مرتبط در منطقه می پردازد. اما به دلیل محوریت ایران برای مخاطبان فارسی زبان، با تمرکز بر عملکرد و وضعیت حضور تهران در منطقه، چهار بخش، شامل مقدمه (با اندکی حذفیات) و سه مقاله مربوط به قدرت نرم ایران در هر یک از سه کشور ارائه می شود.

در بخش مقدمه، درباره کلیات رابطه دین و سیاست در قفقاز جنوبی و ابعاد گوناگون آن و کاوش می شود و پس از پرداخت به ملاحظات نظری و روش شناختی، معیارهایی تطبیقی درخصوص نقش دین در روابط فراملی در منطقه مورد بحث قرار می گیرد و اعلام می شود که وجود دین و قرابت های مذهبی در قفقاز جنوبی امری بسیار پیچیده و حتی عامل رقابت است نه نزدیکی. به عبارت دیگر، وجود عناصر مشترک مذهبی میان کشورها، بیشتر عامل تنش های تاریخی و رقابت های سیاسی و زمینه ساز تلاش به منظور نفوذ در میان مؤمنان کشور مقابل شده است و دو نمونه شاخص آن عبارتند از ایران ـ آذربایجان در حوزه اسلام و سپس گرجستان ـ روسیه در زمینه حاکمیت و مرجعیت کلیسای ارتدوکس.

سپس در بخش بعدی، در رابطه با مناسبات ایران و آذربایجان، تأثیرگذاری آموزه ها و ایدئولوژی مذهبی ایران در این کشور از طریق اقداماتی از این قبیل بررسی می شود: تأسیس تشکلات مذهبی منتقد در حوزه سیاسی، تأثیر بر گروه های سازمان یافته موجود، انتشار آثار مکتوب مذهبی و سایر روش ها. وجود اختلافات ارضی و قومی بر روابط دو کشور تأثیر بسیاری گذاشته است و باعث شده که مناسبات آنان با سایر کشورها و قدرت های
منطقه ای یا فرامنطقه ای بر امنیت ملی تهران یا باکو تأثیر چشمگیری بگذارد. در ادامه بحث، به روابط سیاسی ـ مذهبی دو کشور و همچنین به امکان پذیری ها و احتمالات مرتبط با تحول قدرت نرم ایران در قبال جمهوری آذربایجان در قالب سه سناریو برای قدرت نرم ایران پرداخته می شود و در انتها با گمانه زنی درخصوص آینده این قدرت نرم، نتیجه گیری خواهد شد.

روابط ایران و ارمنستان در قیاس با مناسبات میان ایران و آذربایجان، به دلیل فقدن اختلافات ارضی و رقابت های قومی، بسیار دوستانه ارزیابی می شود و مخاطبان قدرت نرم ایران در این همسایه شمالی، از فعالان مذهبی ـ سیاسی (مانند آذربایجان) به عموم مردم، به ویژه جامعه فرهنگی و علمی تغییر می کنند. چنان که نویسنده مقاله این بخش گفت، قدرت نرم ایران در ارمنستان را می توان بخشی از سیاست خارجی آن در حوزه مذهبی ـ فرهنگی دانست که از طریق فعالیت های اجتماعی، فرهنگی و علمی اجراء می شود. بخش اعظم فعالیت های ایران در این کشور مسیحی عبارت است از: آموزش زبان فارسی، روابط رسانه ای و انتشار آثار ادبی ایرانی، پخش برنامه های رادیویی، برگزاری همایش های علمی و دانشگاهی، به علاوه برپایی نمایشگاه ها و برگزاری برنامه های هنری از جمله کنسرت های موسیقی. قدرت نرم ایران در رابطه با ارمنستان شاهد محدود شدن نقش دین به دلیل عدم وجود اجتماعات اسلامی در آن کشور، اما تمرکز بر تقویت سایر مسائل فرهنگی و تمدنی است.

همچنین پرداخت ایران به گرجستان در راستای اعمال قدرت نرم بر این کشور که در فاصله دورتری از تهران قرار دارد به دلیل وجود اقلیت شیعه در گرجستان به طور مجدد تحت تأثیر عنصر دین قرار می گیرد. در مجموع نقش ایران در گرجستان تحت تأثیر سه عامل مهم قرار دارد که هر یک به نوعی بر میزان موفقیت اعمال قدرت نرم تأثیر می گذارد: ابتدا فاصله جغرافیایی و نداشتن مرز مشترک که سطح مناسبات این دو کشور را کمتر از روابط ایران با آذربایجان و ارمنستان نگه می دارد؛ سپس وجود نگرش منفی در میان بخش عمده ای از عموم مردم گرجستان به دلیل تأثیر حافظه تاریخی درباره ایران به عنوان امپراتوری فاتح (به دلیل حملات صفویه، افشاریه و قاجاریه به گرجستان و تبعید ایشان به ایران) و در انتها، وجود اقلیت مذهبی آذری که بخش اعظم آن شیعه است. نویسنده با توجه به این سه عامل وضعیت قدرت نرم ایران در گرجستان را تشریح می کند و محرومیت نسبی اقتصادی و دانش اندک زبان گرجی در میان اقلیت قومی آذری شیعه را دو عامل مهم زمینه ساز نفوذ ایران در زمینه فرهنگی و مذهبی عنوان می کند، اما رواج اندک عنصر مذهب میان جمعیت آذری های گرجستان و همچنین نیاز مبرم تر ایشان به مسائل مربوط به رفاه از جمله اشتغال، فرصت های تحصیل غیر دینی و توسعه اقتصادی را موانعی برای پیشبرد اهداف ایران عنوان می کند.

در مجموع، وضعیت کلی مناسبات ایران با همسایگان خود در منطقه قفقاز جنوبی را از نظر به کارگیری ابزار مختلف قدرت نرم، می توان به صورت ترکیبی از نفوذ مذهبی و همکاری فرهنگی دانست که به ویژه در مورد آذربایجان و گرجستان با شیوه نفوذ و در رابطه با ارمنستان بیشتر از طریق همکاری محقق می شود. جدول زیر ضمن استخراج مطالب موجود در این کتاب و مقایسه آنان، وضعیت قدرت نرم ایران در قبال سه کشور قفقاز جنوبی را منعکس می کند:


 

 

آذربایجان

ارمنستان

گرجستان

اختلاف مرزی با ایران

دارد

ندارد

ندارد

رقابت قومی با ایران

دارد

ندارد

ندارد

قرابت مذهبی با ایران

دارد

ندارد

ندارد

نظر عموم نسبت به ایران

منفی

مثبت

منفی

مناسبات حکومت با ایران

رقابت

همکاری

همکاری

رویکرد قدرت نرم ایران

نفوذ مذهبی

همکاری فرهنگی

نفوذ مذهبی

ابزارهای قدرت نرم ایران

تأسیس یا حمایت از گروه های مذهبی، آموزش مذهبی، پخش برنامه های رادیویی و تلویزیونی، انتشار کتب مذهبی

آموزش زبان و ترویج ادبیات فارسی، انتشار مطبوعات، پخش برنامه های رادیویی، برگزاری نشست های سیاسی و فرهنگی، برگزاری نمایشگاه ها و کنسرت های هنری

آموزش مذهبی، انتشار کتب مذهبی

جدول 1: مقایسه گزیده عوامل مرتبط با قدرت نرم ایران در قبال سه کشور قفقاز جنوبی

 

از نکات قابل توجه در این کتاب، بهره برداری از موارد مختلف استنادات آماری مبتنی بر یافته ها و نتایج نظرسنجی های گوناگون (بیشتر در گرجستان و اندکی در آذربایجان) می باشد که توسط مؤسسات مختلفی در این دو کشور انجام شده است تا وضعیت برخی اقشار و همچنین افکار عمومی آنان در قبال مسائل مختلف بازتاب داده شود. در اثر این پیمایش ها شرایط بحث و تحلیل درباره ایران و قدرت نرم آن در حوزه های سیاسی، فرهنگی و مذهبی فراهم خواهد شد.

ممکن است بخش هایی از مطالب ارائه شده در این کتاب به سبب انعکاس دیدگاه نویسندگان خارجی، با قرائت های رسمی از مفاهیم امنیت و منافع ملی در ایران همسو نباشد. اما اطلاع از افکار صاحب نظران خارجی درخصوص قدرت نرم ایران و ابزارها، مخاطبین و نحوه اعمال آن، باعث می شود که چشم انداز وسیع تری به منظور فهم ابعاد مختلف تأثیرگذاری مستقیم ظرفیت های فرهنگی ـ مذهبی ایران و همچنین پیامدهای غیر مستقیم قدرت سیاسی آن در کشورهای همسایه، فراهم شود. بنابراین آگاهی از تجزیه و تحلیل متخصصان کشورهای همسایه از چگونگی عملکرد ایران در بهره گیری از ابزارهای قدرت نرم خود در منطقه حائز اهمیت است.

کتاب حاضر که در وهله در صدد آگاهی بخشی است، به منظور پیگیری دستور کار، نیل به اهداف و پیشبرد منافع تعریف شده داخلی، سودمند است و مطالب موجود در آن به منظور تجزیه و تحلیل آسیب شناختی روش های گذشته و فعلی و همچنین اتخاذ سیاست ها یا اجرای برنامه های آتی، برای طیف وسیعی از مخاطبین، از سیاستمداران و سیاستگذاران داخلی به ویژه دیپلمات های فعال در حوزه قفقاز گرفته تا اساتید و دانشجویان، متخصصان و سایر علاقه مندان مفید خواهد بود.





تصویر جلد کتاب اصلی






اطلاعات بیشتر