تبلیغات
آثار سعید خاوری نژاد - دولت قدرتمند در روسیه: رشد و بحران

آثار سعید خاوری نژاد

مترجم، محقق است

 

دولت قدرتمند در روسیه: رشد و بحران

 



     این کتاب توسط آندری تسیگانکوف در 320 صفحه با توجه به مفهوم دولت قدرتمند و استمرار تاریخی آن در عرصه سیاست، به ابعاد گوناگون ساختار قدرت در این کشور پرداخته و بر اساس ترتیب تاریخی، پنج مدل دولت قدرتمند در روسیه را معرفی و بررسی می کند که عبارتند از شاهزاده نشین کیِف، شاهزاده نشین مسکو [نظام مسکویی]، امپراتوری رومانوف، دولت شوروی و در انتها، جمهوری پسا شوروی روسیه. نویسنده سراسر این کتاب به شرایط اساسی ظهور، تثبیت و افول هر یک از این مدل ها می پردازد و بر نقش ایفاء شده توسط تهدیدات خارجی، طبقات اجتماعی در حال خیزش و رهبری تأکید خواهد کرد. به باور وی، دولت معاصر در روسیه به طور فزاینده ای از طریق واکنش به چالش های اقتصادی بین المللی و فشارهای طبقه متوسط در داخل شکل می گیرد.




فهرست مطالب

پیشگفتار     

فصل اول: مقدمات     

روسیه از دو منظر     
دیدگاه های غرب گرا     
دیدگاه های بومی گرا     
دیدگاه این کتاب     
مطالعه بیشتر     
یادداشت ها     

ریشه های دولت روسیه: یکه سالاری     
یکه سالاری چیست و چه نیست     
رژیم های یکه سالار: بسیج و عادی سازی     
دولت و طبقات اجتماعی     
پنج نظام تاریخی     
روندها و شرایط تغییر     
مطالعه بیشتر     
یادداشت ها     

فصل دوم: تاریخ مختصر     

پیدایش و رشد     
یکه سالاری پیشا مدرن (1068 ـ 858)
یکه سالاری مدرن اولیه (1584 ـ 1325)
یکه سالاری مدرن و رشد آن (1853 ـ 1613)
مطالعه بیشتر     
یادداشت ها     

افول و انقلاب     
افول قرن 19        
دلایل افول     
دهه انقلاب ها     
مطالعه بیشتر     
یادداشت ها     

دولت شوروی     
خاستگاه ها     
دولت شوروی: تداوم و تغییر     
اصلاح طلبان دولت شوروی     
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

فصل سوم: گذار      

فروپاشی شوروی      
شرایط ساختاری      
گورباچف و اصلاحات گمراه شده      
ویرانه های دولت شوروی      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

دوره مشکلات دهه 1990  
یلتسین و ائتلاف اجتماعی جدید      
خصوصی سازی دولت      
جنگ اول چچن      
میراث یلتسین      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

فصل چهارم: احیاء      

نظام پوتین      
خیزش پوتین و حمایت اجتماعی از او      
دیدگاه پوتین درباره دولت روسیه      
سلطه یک و نیم حزبی      
متمرکزسازی پس از بسلان      
نقش مدودف      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

سرمایه داری دولتی      
ماهیت سرمایه داری روسیه      
لیبرالیزه شدن و «اشرافیت جدید»      
الیگارش زدایی  
گسترش حوزه انرژی      
ارزیابی سرمایه داری روسیه      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

دموکراسی مدیریت شده      
دیدگاه های روسیه درباره دموکراسی      
واهمه های کرملین و دموکراسی مدیریت شده      
اهمیت دموکراسی مدیریت شده      
تصورات عمومی درباره نظام سیاسی روسیه      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

قدرت بزرگ عادی      
تنگناهای بین المللی روسیه      
پرداختن به غرب      
حفظ جایگاه قدرت بزرگ      
عملکرد      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

فصل پنجم: بحران      

اعتراض      
سنت اعتراض اجتماعی در روسیه      
معترضان جدید و مطالبات ایشان      
پاسخ دولت      
ضعف نهادها      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

ملی گرایی قومی      
خلاء ارزش ها      
ملتی مدنی      
ملت روسی      
دولت ـ تمدن      
ایرادات ایدئولوژی جدید      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

فساد      
خاستگاه های فساد روسیه      
فساد در زمان پوتین      
مبارزه با فساد و آینده آن      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

تنش با غرب      
فقدان چارچوب در روابط روسیه و غرب      
چالش های جدید از سوی غرب      
پاسخ کرملین      
آینده نامعلوم      
مطالعه بیشتر      
یادداشت ها      

نتیجه گیری      

دولت روسیه به کدام سو می رود؟      
آیا دولت روسیه از نظر تاریخی پایدار است؟      
کار ناتمام      
روسیه فردا      
یادداشت ها      




مقدمه


   روسیه در اواخر 2011 با پشت سر گذاشتن دهه های 1990 و 2000 وارد عصر سیاسی جدیدی شد. اعتراض سیاسی در واکنش به انتخابات دستکاری شده دومای دولتی، آشکارتر از تحولات دیگر، بیانگر بحرانی در توسعه کشور شد. روسیه وارد سومین مرحله تکامل پسا کمونیستی خود می شد.
در طول دهه 1990 گونه اول دولت روسیه با زدودن آن چه که از عصر شوروی باقی مانده بود و با ایجاد بنیان های نظام جدیدی، نهادهای خود را متحول کرد.
   خصوصی سازی، ثبات دهی به اقتصاد کلان، [وضع] قانون اساسی جدید، انتخابات مستمر و ترک داوطلبانه قدرت توسط رهبر، از جمله این تحولات بود. در طول دهه 2000 گرایش سیاسی [به حالت سابق خود] بازگشت. ولادیمیر پوتین به عنوان رئیس جمهورِ گونه دوم دولت روسیه، خواهان تقویت دولت در عین حفظ بنیان های موجود جهت توسعه اقتصادی شد. وی با وارد کردن نخبگان امنیتی برجسته به ساختار حاکم، به متحد کردن طبقه سیاسی که در گذشته چند دسته شده بود کمک کرد. پوتین همچنین با ایجاد ثبات سیاسی، فرصت های اقتصادی جدید و خدمات اجتماعی، به دنبال کسب وفاداری مردم رفت. طبقه متوسط اکنون حدود 25 درصد از جمعیت را در قیاس با 5 درصد در دهه 1990 تشکیل می دهد.
   با این حال، همان طبقه متوسطی که پوتین به دنبال ایجاد آن بود نظام دولت قدرتمند وی را به چالش کشیده است. به علاوه، برخی در ساختار حاکم، با ریاست جمهوری دمیتری مدودف [مدودیف] راحت بودند و از تصمیم پوتین برای بازگشت به قدرت رضایت نداشتند. بسیاری در روسیه اکنون از دستاوردهای دوره پوتین شامل تحکیم دولت، احیای اقتصادی، پایان جنگ چچن و احیای جایگاه بین المللی روسیه ناراضی هستند. نظام نشان داد که قادر نیست آزادی بیشتر، حاکمیت قانون و اعتماد اقتصادی دوباره ارائه کند. بنابراین برخی از اعضای اپوزیسیون روسیه، خودِ نظام پوتین را محکوم می کنند. دیگران از نظام سیاسی بازتر، امحای فساد و قوانین شفاف برای تجارت حمایت می کنند، اما نمی خواهند به دهه 1990 بازگردند و [بنابراین] از بهبود تدریجی نظام پشتیبانی می کنند. آیا گونه سوم دولت روسیه این بحران را از طریق اصلاحات از بالا حل و فصل می کند؟ آیا پوتین که به عنوان ثبات دهنده ای محافظه کار شناخته می شود، قادر به برداشتن گام هایی جدی برای بهبود نظام است؟ در غیر این صورت، آیا روسیه دستخوش استحاله انقلابی دیگری خواهد شد؟
   این سؤالات جزو پرسش های الهام دهنده به من برای بررسی سیاست روسیه از ظهور تا دوره معاصر آن است. در نگارش آن از دو ملاحظه وابسته به هم انگیزه گرفته ام یکی تدریس و دیگری تحقیق. ابتدا، در صدد کمک به دانشجویانی بودم که در دانشگاه های غربی، سیاست روسیه می خوانند. بر اساس تجربه ای که از تدریس از دهه 2000 داشته ام، بیشتر کتب درسی با استفاده از فرضیات لیبرال غربی درباره روسیه بحث می کنند و درباره بستر تاریخی و فرهنگی چیز زیادی بیان نمی کنند. به طور معمول، دروس مربوط به سیاست روسیه با بحث درباره نظام شوروی و فروپاشی آن شروع می شوند؛ گویی روسیه، پیش از کمونیسم هیچ تجربه سیاسی چندصد ساله مهمی نداشت. از این گذشته، چنین درس هایی به تمرکز بر سیاست «داخلی» روسیه گرایش دارند و اهمیت جهان خارج را در شکل دهی به نظام سیاسی روسیه نادیده می گیرند. این امید را دارم که کتاب من، در صورت پذیرش به عنوان کتابی درسی، برخی از این نواقص را جبران خواهد کرد.
   اگرچه در نگارش این کتاب، مخاطبان دانشجو را مد نظر قرار داده ام، امیدوارم که برای محققان و عموم نیز جالب باشد. انگیزه دوم من برای نگارش این کتاب تأکید بر نیروی بالقوه فرهنگ و تاریخ در نظام سیاسی روسیه است. مطالعه روسیه با مقایسه کردن آن با سایر ملل حائز اهمیت است، اما با این وجود نباید به چیزی تبدیل شود که استفان کوهن به آن تحت عنوان «مطالعات روسیه بدون روسیه» اشاره کرد. تا زمانی که مردم روسیه سیاست خود را با رجوع به دوره مشکلات، قدرت دوگانه، بین تزاری یا سایر دوره های دارای اهمیت تاریخی درک کنند، حوزه [مطالعات] سیاست روسیه زنده است و نباید فقط به شاخه ای منطقه ای از سیاست مقایسه ای تبدیل شود.
   مفهوم روسی دولت قدرتمند یا بسیار متمرکز که در حکومت یکه سالارانه تزار ریشه دارد در این کتاب نقش محوری دارد. من ادعای تفسیر بدیعی از مسائل و معماهای سیاسی روسیه را ندارم، چه برسد به این که راه خروجی از بحران معاصر این کشور را نشان بدهم. در عوض، می گویم که نگاه به روسیه از چشم اندازی غربی، محدودیت دارد و راه تفکر بدیلی درباره ملت و مشکلات آن وجود دارد. امروزه پس از دهه ها خفقان کمونیستی، چنین تفکری به آهستگی در داخل کشور در حال رواج است. دولت قدرتمند روسیه طی قرن ها تکامل یافته و بقاء پیدا کرده است و این خود به تنهایی حاکی از نیروی تاریخی و احیای احتمالی آن در آینده است. این حقیقت که تمام جریانات فکری عمده در روسیه لیبرال ها، سوسیالیست ها، محافظه کاران و اوراسیاگرایان ـ به طور تاریخی، دیدگاه های متمایز خود را درباره دولت قدرتمند جهت رفع مشکلات کشور ارائه کرده اند، اهمیت آن را بیشتر نشان می دهد. از این منظر، پرسش اصلی پژوهش این نیست که آیا روسیه دولت قدرتمندی را دوباره ایجاد خواهد کرد، بلکه چه نوع دولت قدرتمندی خواهد بود و تحت چه شرایطی به احتمال، اقدام خواهد کرد.
   این کتاب بر اساس ترتیب تاریخی، به صورت مرور کلی پنج مدل متمایز دولت قدرتمند روسیه سازماندهی می شود شاهزاده نشین کیِف، شاهزاده نشین مسکو [یا نظام مسکویی]، امپراتوری رومانوف، دولت شوروی و جمهوری پسا شوروی ـ با تأکیدی بر دو مورد آخر. در سراسر این کتاب درباره شرایط اساسی ظهور، تثبیت و افول هر یک از این مدل ها بحث خواهم کرد. در میان این شرایط، بر نقش ایفاء شده توسط تهدیدات خارجی، طبقات اجتماعی در حال خیزش و رهبری بحث خواهم کرد. حرف من این است که هر زمان که ترکیبی از این شرایط قابل تشخیص بود، در اثر آن، نتایج سیاسی مختلفی در روسیه رخ می داد. دولت معاصر به طور فزاینده ای از طریق واکنش به چالش های اقتصادی بین المللی و فشارهای طبقه متوسط در داخل شکل می گیرد. موفقیت اقدامات رهبری فعلی جهت اصلاح نظام موجود، نامشخص است.




جلد کتاب اصلی





اطلاعات بیشتر